سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا
چیزی به نام دلتنگی
نظرات ()

گاهی وقتا می شه دلت می گیره می خوای گریه کنی و طبق معمول شکایتاتو می بری پیش خدا ، اونی که هر چی داری از کرم و لطف اونه ... دقت کردی ؟ گفتم لطف اون ، یعنی وظیفه اش نیست که به ما نعمت بده ولی میده ... میشینی یه گوشه و نداشته هاتو مرور میکنی میبینی چه بدبختی ، چقدر بیچارگی کشیدی ، از وقتی چشم به دنیا باز کردی همش درد و رنج و غم و غصه ...

این وقتاست که باید بری جلوی آینه خودت رو نگاه کنی ، نگاه میکنی ولی خودت رو می بینی ، اگه چشم دل داشتی میدیدی که اونی که توی آینه هست ، یا تو نیستی یا بغل دستت یکی دیگه ایستاده داره دم گوشت وز وز میکنه . شیطانه که یا رفته توی جلدت یا اینکه بهت دستور میده و تو شدی بنده اش و به حرفش گوش میدی ... وای وای 

حالا یه لعنت بفرست به شیطان ، با خودت حساب کتاب کن ببین چقدر نعمت داری که شکرش رو هنوز به جا نیاوردی... حالا حواست پیش خداست ، سالمی؟ الهی شکر ، نیستی؟ بازم شکر ، شاید سالم بودی و می رفتی دنبال گناه ولی حالا نمی تونی، پول داری؟ الهی شکر ، نداری؟بازم شکر ، اگه داشتی انقدر سرت مشغول مالت میشد که از خدا دور میشدی.  و جریان همینطور ادامه داره ...

الان می دونی چی می چسبه ؟ یه سجده ی در خلوت ، خدارو سجده کن ، یه سجده ی طولانی ، هر چی در توان داری ، وقتی توی سجده ای لبخند خدا رو حس میکنی... الانه از همه خوشبختتری

از بدبختی به خوشبختی فقط یه قدم راهه کافیه اراده کنی




نویسنده : وارث فاطمه
تاریخ : پنج شنبه 92/5/3
زمان : 2:1 عصر
عصر یک جمعه ی دلگیر ...
نظرات ()

باز هم عصر جمعه شد ...

احساس پیر زن کم بینایی را دارم که پاهایش قوت راه رفتن ندارند و چشمهای فرسوده و آبکی که از فرط کهنگی به آبی مایل شده  را ، به در دوخته تا کسی بیاید و لیوان آبی در دستش دهد

جمعه که می شود ناخودآگاه دلهره تمام وجودم را تسخیر میکند ، انگار یوسف گمگشته ام وعده ی جمعه را داده ، وقتی قدم در راه مصلا بر میدارم ، خدا خدا می کنم نماز جمعه را بر تو اقتدا کنم

و تا روح از بدنم جدا نشده من هم از تو جدا نگردم

و اما عصر جمعه ...

امام زمان ، حضرت مهدی ، عشق ، جمعه ، عصر جمعه ، دلم گرفت

همانند طفلی شیر خواره می مانم که بوی مادرش را شنفته ولی مادرش به ملکوت پیوسته ، دلم می خواهد جایی بودم که صدایم را هیچ کس نمی شنید، و من از دوری تو داد میزدم تا بغضم بشکند و زانوهیم را بغل کنم و عاجزانه بگریم...

با امیدی دوباره یک هفته دیگر زندگی  میکنم ...

از کجا دانم که عمرم کفاف یک هفته ی دیگر انتظار را می دهد یا نه ...

تمام هستی من ، تمام امیدم ، پناهم ، من چشم به راهتم ...

اما نه ...

من چشم انتظارت نیستم ، به پشت سر که نگاه می کنم می بینم چه وقتهایی که از یادت غافل بودم و مرا صدا میزدی و من بی اعتنا به تو بودم ...

آری ؛

انتظار ما ، وهمی بیش نیست

خدای من ؛ بی همتا ، کمکمان کن منتظر باشیم ، تا معشوقه مان از راه برسد با تمام خستگی مارا در آغوش امنش جای دهد

 




نویسنده : وارث فاطمه
تاریخ : جمعه 92/2/20
زمان : 9:32 عصر
سوگواره یاس نبوی
نظرات ()

فاطمه را دوست داری؟

مادرمان را می گویم ، دخت نبی اکرم ...

آری او را می گویم ، همان که ظلم ها در حقش کردند ، و او چشم به آمدن پسرش مهدی (عج) دوخته تا بیاید و انتقام پهلوی شکسته اش را از دشمنانش بگیرد.

می خواهی پسرش بیاید؟ حال که این را می خوانی در دلت می گویی اللهم عجل لولیک الفرج ؟؟؟

بله خدا فرج حاصل می کند در ظهور آقایمان ، و خوشحال میکند فاطمه را و دوستداران فاطمه را ،

ولی باید برادرم ...

حواست به ولی فقیه نماینده ی پسر فاطمه باشد  فاطمه زهرا ، حضرت مهدی ، مهدی ، دخت نبی ،

زیر میزی نگیری

نان حرام بر خانه نبری

خمس دهی

اختلاس نکنی

پارتی بازی نکنی

چشمانت را تیرکمان تیر شیطان نکنی و....

دزد نباش ، بد اخلاق نباش ، مرد باش و با تکه نانی هم شده با آبرو زندگی کن تا لبخند آقا را ببینی

و اما خواهرم ...

حواست به ولی فقیه نماینده ی پسر فاطمه باشد

حجابت را رعایت کن

وارد قلمرو مردان نشو

مثل گل ظریف بمان

تابع همسر باش

به تیر شیطان جواب مثبت نده 

و.....

قرآن که می خوانی به معنایش عمل کن .

خدایا مارا عامل به علممان گردان و همه ی ما شیعیان را هدایت فرما ، ما چشم انتظاران را عاقبت به خیر بگردان

آمین

 




نویسنده : وارث فاطمه
تاریخ : جمعه 92/1/23
زمان : 6:21 عصر
مادرم زهرا
نظرات ()

نمی توانی ادعا کنی مظلومی...

کم می آوری وقتی که می شنوی دختر پیامبر لای در ماند

چنان ضربه ای زدند که فرزندش سقط شد

درش را آتش زدند و ...

حضرت فاطمه ، بانوی دو عالم ، حضرت زهرا ، فاطمه زهرا




نویسنده : وارث فاطمه
تاریخ : پنج شنبه 92/1/22
زمان : 12:40 عصر
ولایت فقیه
نظرات ()

 

حضرت امام مهدی عج الله تعالی فرجه الشریف: و اما الحوداث الواقعه، فارجعوا الی رواة حدیثنا، فانهم حجت الله علیکم و انا حجت الله علیهم»

و اما در حوداث اتفاقیه، پس رجوع کنید به راویان حدیث ما (فقها و مجتهدین)، که آنان از ناحیه‌ی من حجت‌اند بر شما و من حجت خدا هستم بر آنان.

(بحار الانوار، ج 53، ص 181)

اهمیت ولایت فقیه







نویسنده : وارث فاطمه
تاریخ : پنج شنبه 92/1/8
زمان : 12:12 عصر
حجاب
نظرات ()

حضرت محمد (صل الله علیه و آله) فرموده اند :... زنانی که در عین پوشیدگی برهنه اند؛ کجراهه می روند و دیگران را نیز به انحراف می کشانند؛ سرهایشان همچون کوهان شتر فرو هشته است، اینان به بهشت نمی روند و حتی بوی آن را نیز استشمام نخواهند کرد.

(میزان الحکمه ، ج2 ، ص 994)

کوهان شتر ، زنان آخر الزمان ، بی حجاب ، بد حجاب






نویسنده : وارث فاطمه
تاریخ : پنج شنبه 92/1/8
زمان : 12:12 عصر
لباس نو مبارکــ
نظرات ()

بازار شلوغ بود ؛ عصبی بودم که منو چرا آوردن بازار ، همه در پی خرید بودن ، مانتو فروشی ها ، کفش فروشی ها ، وسایل تزئینی منزل ، غوغایی بود برا خودش ، همه به فکر خودشون بودن.

توی اون شلوغی که من دنبال جا پایی برای خودم بودم دیدم یه دختر و پسر جوونی که به ظاهر خواهر و برادر بودن با هم بحث میکنن ، پسر به دختر می گفت آبجی تو کاری نداشته باش هر چی دوس داشتی بگو اونو بخرم برات ، دختره هم گفت من هیچی نمی خوام خواهش میکنم برا خودت یه جفت کفش بخر

وقتی به پاهای پسر نگاه کردم ، دلم آتیش گرفت ، یه جفت کتونی کهنه ی پوسیده پاش بود . سر تا پای دختر و پسر رو از پشت نگاه کردم هر دوتاشون لباساشون کهنه بود....

عیده درست ، سال جدید میاد درست ، ولی وقتی میرید بازار زرق و برق بازار میگیردتون مطمئن باشید تو شهر شما هم کسی هست که به نون شب هم محتاج هستش و گرسنه سر رو بالش گذاشته.

 

عید ، لباس عید ، جدیدترین مدل لباس،




نویسنده : وارث فاطمه
تاریخ : پنج شنبه 92/1/8
زمان : 11:30 صبح
لبخند رهبرم برای ما
نظرات ()

گلشیفته برای شما، ننه علی برای ما


امریکا برای شما روستای بشاگرد برای ما


اصغر برای شما همان دهنمکی برای ما


اسکار برای شما جشنوار عمار هم برای ما


مدهای روز برای شما. چادر زهرا(س) هم برای ما


ادکلن دیویدف برای شما عطر حرم برای ما


تبریک وزارت امورخارجه آمریکا برای شما، فقط و فقط لبخند رهبری برای ما

آقای من ، رهبر، امام خامنه ای




نویسنده : وارث فاطمه
تاریخ : پنج شنبه 92/1/8
زمان : 11:29 صبح
گرمای خورشید یا آتش جهنم!!
نظرات ()

دوتا دختر با مانتوی نازک و تنگ و آستین کوتاه اومدن پیش یه دختر چادری و محجبه ای که صورتش رو با گوشه ی چادر پوشانده بود . بهش گفتند : واااااای تو این گرما داریم تلف میشیم تو گرمت نمیشه با این وضعیتت ؟؟

دختره برگشت و با تبسمی گفت : طاقت گرمای آفتاب رو ندارید از کجا انتظار دارید من به آتش جهنم طاقت داشته باشم و این پوشش رو انتخاب نکنم ؟

حجاب ، با حجاب ، چادری

 




نویسنده : وارث فاطمه
تاریخ : پنج شنبه 92/1/8
زمان : 11:28 صبح




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.